نماز

یکی از مواردی که در نماز باید رعایت شود نماز اول وقت است
اگر کسی نماز اول وقت ادا کند یعنی به ادای نماز بیشتر اهمیت می دهند 

اهمیت نماز در اول وقت


نماز یکی از فریضه‌های مهم و اصلی اسلام است که به عنوان دومین رکن اسلام قرار گرفته است و پلی ارتباطی بین خدا و بنده‌اش است. در نماز، بنده دلش را برای راز و نیاز با خدایش باز می‌کند و شروع به حرف زدن، ستایش کردن و درخواست از خداوند می‌کند و نهایت بندگی‌اش را برای خداوند به منصه‌ی ظهور می‌گذارد. در این بین نماز می‌تواند پل ارتباطی قویتری باشد وتمام ثوابش را در بر داشته باشد، به شرطی که بر طبق قرآن و سنت صحیح و در اول وقت بر‌‌گذار شود. و انجام آن از طرف نماز‌گذار به تأخیر انداخته نشود. 

ما نیز در اینجا به دلیل اهمیت موضوع و عادت کردن مردم به تأخیر انداختن نمازها، اشاره‌ای گذرا و قابل فهم بر این مسئله می‌کنیم تا توانسته باشیم تا حدودی در تبیین بحث خواندن نماز در اول وقت آن، انذار و تبشیری کرده باشیم. خداوند در قرآن می‌فرماید:

{إن الصلاة کانت علی المؤمنين كتابا موقوتا} (نساء/103).
‹ بی‌گمان نماز بر مؤمنان فرض و دارای اوقات معلوم و معین است›.

از ابن مسعود رضی الله عنه روایت است که: پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:
( أفضل الأعمال، الصلاة فی اول وقتها )
(ترمذی و حاکم آن را روایت کرده‌اند، و این حدیث صحیح است).
‹ بهترین اعمال، نماز اول وقت است›.

این حدیث بر افضلیت نماز خواندن در اول وقتش دلالت می‌کند، یعنی در تمام وقت نماز، می‌توان آن را خواند. ولی در اول وقت آن بهتر و افضل است.

محمد بن عبدالله الخزاعی و عبدالله بن مسلمه گفتند که: عبدالله بن عمر رضی الله عنه از قاسم بن غنام و او از أم فروه برایمان روایت کرده است که: 
( سئل رسول الله صلی الله عليه و سلم أی الأعمال أفضل؟ قال صلی الله عليه و سلم : الصلاة فی اول وقتها )
(ابوداود روایت کرده است).
«از پیامبر صلی الله علیه و سلم سؤال کرده شد که چه عملی دارای ثواب بیشتری است؟ پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود : خواندن نماز در اول وقت آن ».

منذری می‌گوید: أم فروه از زنانی بوده که با پیامبر صلی الله علیه و سلم بیعت کرده و خواهر پدری ابوبکر رضی الله عنه بوده است.
از أم فروه روایت است که: 
( سئل النبی صلی الله عليه و سلم أي الأعمال أفضل؟ قال صلی الله عليه وسلم الصلاة لأول وقتها)
(ترمذی روایت کرده است).
‹ از پیامبر صلی الله علیه و سلم سوال شد که چه عملی دارای ثواب بیشتری است؟ پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود : خواندن نماز در اول وقت آن).

از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که 
(سئلت النبی صلی الله عليه و سلم أي العمل أحب الی الله؟ قال صلی الله عليه و سلم: الصلاة علی وقتها )
( بخاری روایت کرده است).
‹ از پیامبر صلی الله علیه و سلم در مورد محبوبترین عمل نزد خداوند سوال کردم؟ گفت صلی الله علیه و سلم : نماز بر وقتش ).

از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که: 
( سألت رسول الله صلی الله عليه و سلم : أي العمل أفضل؟ قال صلی الله عليه و سلم : الصلاة لوقتها )
(مسلم روایت کرده است).
‹ از رسول الله صلی الله علیه و سلم سوال کردم : کدام عمل دارای ثواب بیشتری است؟ پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: نماز در وقتش ). 

ابن مالک(رح) می‌گوید: لام در لأول به معنای (فی: در) است. و الطیبی می‌گوید: لام برای تاکید آمده است و بر نماز خواندن در اول وقتش تاکید دارد.

ابن بطال می‌گوید : خواندن نماز در اول وقتش بهتر از به تأخیر انداختن آن است، زیرا در حدیث از محبوبترین عمل سوال شده و آن هم نمازی است که تمام ارکان، واجبات و سنتها در آن رعایت شده باشد و آن نماز از حیث رعایت سنت، در اول وقت خوانده شود. پس نمازی که در اول وقت خوانده نشود، محبوبترین عمل نزد خداوند نیست. 

ابن حجر العسقلانی(رح) می‌گوید : در حدیث (الصلاه علی وقتها) لفظ (علی) دلالت بر استعلاء – در بر گرفتن تمام وقت نماز – می‌کند و اولویت اولیه و اصلیش بر خواندن در اول وقت است.

امام قرطبی(رح) می‌گوید: در حدیث ( الصلاه لوقتها) حرف (لام) برای استقبال در زمان آورده شده و در روایت دیگری گفته که (لام) برای ابتدا در زمان آمده است. پس در هر دو معنا (لام)، به خواندن نماز در اول وقت دلالت دارد. و در ادامه می‌گوید: در حدیث (الصلاه علی وقتها ) نیز حرف ( علی ) بر این دو مسئله دلالت می‌کند، زیرا حرف (علی) در معنای (لام) به کار رفته است. و ابن خزیمه نیز این نظر را دارد.

از ام المومنین عایشه (رض) روایت است که : 
( ما صلی رسول الله صلی الله عليه و سلم صلاة لوقتها الآخر مرتين حتی قبضه الله) 
(ترمذی روایت کرده است).
‹ آن نمازی که پیامبر صلی الله علیه و سلم در آخر وقتش خواند، تا اینکه از دنیا رفت، فقط دو بار بود›.

پیامبر صلی الله علیه و سلم دو بار نماز را در آخر وقت خواند، یک بار با جبرئیل، برای یاد‌گیری خودش و بار دیگر برای شخصی که از او در مورد اوقات نماز سوال کرده بود و پیامبر صلی الله علیه و سلم برای آموزش او در اول وآخر وقت نماز خواند، و این دو مورد را نیز برای بیان جایز بودن خواندن نماز در آخر وقت آن انجام داده، و خواندن نماز در اول وقتش دارای فضل و ثواب بیشتری است.

امام شافعی(رح) می‌فرماید : خواندن نماز در اول وقتش دارای ثواب بیشتری است. و عمل پیامبر صلی الله علیه و سلم، و خلفای راشدین بر این مسئله دلالت دارند. و آنها همیشه نماز را در اول وقت می‌خواندند. و مردم را نیز بر این امر تشویق و دعوت می‌کردند.

مستحب بودن در اول وقت خواندن نماز صبح

از ام المؤمنین عایشه(رض) روایت است که : 
( لقد کان رسول الله صلی الله عليه و سلم يصلی الفجر فتشهد معه نساء من المؤمنات متلفعات بمروطهن ثم يرجعن إلی بيوتهن ما يعرفهن أحد من الغلس )
(متفق علیه).
‹ پیامبر صلی الله علیه و سلم نماز صبح را می‌خواند و بعضی از زنان مؤمنان نیز در حالی که با چادر خودشان را پوشانده بودند با او در نماز حاضر می‌شدند، سپس بعد از نماز به خانه‌هایشان برمی‌گشتند و هیچ کس آنها را به خاطر غلس – تاریکی اول فجر – نمی‌شناخت ›.

در این حدیث واضح است که نماز صبح هنگامی تمام می‌شد که هنوز هوا روشن نشده بود. 

دو نکته از این حدیث استنباط می‌شود:
01 مستحب بودن خواندن نماز صبح در اول وقت (وقت غلس).
02 جایز بودن آمدن زنان به مساجد برای شرکت در نماز جماعت، بدون خود‌آرایی و با پوشش اسلامی.

از جابر بن عبدالله رضی الله عنه روایت است که : 
(…… والصبح کان النبی صلی الله عليه و سلم يصليها بغلس )
(متفق علیه).
‹ و پیامبر صلی الله علیه و سلم نماز صبح را در هنگام غلس- تاریکی اول فجر- می‌خواند ›.

در این حدیث بهترین وقتها برای نمازهای پنجگانه شرح داده شده که در آن به وقت غلس به عنوان بهترین وقت نماز صبح اشاره شده است.

از سهل بن سعد رضی الله عنه روایت است که : 
( کنت أتسحر فی أهلي، ثم يکون سرعة بي، أن أدرک صلاة الفجر مع رسول الله صلی الله عليه و سلم )
( بخاری روایت کرده است).
‹ من با خانواده‌ام سحری می‌کردم، سپس به عجله می‌افتادم تا به نماز صبح با پیامبر صلی الله علیه و سلم برسم›.

انس بن مالک رضی الله عنه از زید بن ثابت رضی الله عنه روایت کرده است که : 
( أنهم تسحروا مع النبي صلی الله عليه و سلم ثم قاموا إلی الصلاة، قلت کم بينهما؟ قال : قدر خمسين أو ستين، أي آية)
(متفق علیه).
‹ آنها با پیامبر صلی الله علیه و سلم سحری می‌کردند، سپس بلند می‌شدند برای نماز، انس می‌گوید به زید گفتم : چقدر فاصله بین سحری کردنتان و اقامه‌ی نمازتان بود، زید گفت : حدود 50 یا 60 آیه‌ی قرآن کریم ›.

ابن حجر عسقلانی(رح) در شرح این حدیث می‌گوید : این حدیث دلالت بر مستحب بودن خواندن نماز صبح در وقت تغلیس می‌کند، و اول وقت خواندن نماز صبح آغاز فجر است، زیرا در آن هنگام است که خوردن و آشامیدن در هنگام روزه در آن حرام می‌شود و فاصله‌ی زمانی بین دست کشیدن از خوردن سحری و آغاز نماز صبح به مقدار خواندن 50 آیه از قرآن است، که این مدت، مدت لازمه برای قضای حاجت و وضو گرفتن است. 

عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت می‌کند : 
( أنه صلی الله عليه و سلم أسفر بالصبح مرة ثم كانت صلاته بعد الغلس حتی مات لم يعد إلی أن يسفر)
(ابوداود روایت کرده است).
‹ پیامبر صلی الله علیه و سلم یک بار نماز صبح را هنگام اسفار- روشنی اول فجر- خواند و دیگر هیچگاه نماز خواندن هنگام اسفار- روشنی اول فجر- را تکرار نکرد›.

رفع شبهه از این حدیث
از رافع بن خدیج روایت است که : 
( قال رسول الله صلی الله عليه وسلم : أسفروا بالفجر فإنه أعظم للأجر)
( اصحاب سنن روایت کرده‌اند).

الشیخ الطحاوی الحنفی در کتاب ( شرح معانی الآثار) می‌گوید که پیامبر صلی الله علیه و سلم در هنگام تغلیس شروع به خواندن نماز صبح می‌کرد و در هنگام اسفار نماز صبح را تمام می‌کرد و سلام می‌داد ، و در ادامه می‌گوید که منظور پیامبر صلی الله علیه و سلم در این حدیث این بوده که قرائت قرآن را در نماز صبح طولانی کنید، تا هنگامی که می‌خواهید از نماز تمام شوید به وقت اسفار رسیده باشید، و حمل این حدیث بر این که ناسخ حدیث نماز خواندن در غلس باشد، کاری اشتباه و نادرست است زیرا جمهور علما این مسئله را رد کرده‌اند.

علمایی که حدیث اسفار را شرح داده‌اند در مورد آن می‌گویند : اسفار در این حدیث به معنای تبیین و تحقق فجر صادق و طلوع آن است، نه اینکه منتظر ماند تا هوا به طور نسبتا کامل روشن گردد، زیرا در این حالت کم کم وقت نماز صبح تمام می‌شود، پس لازم است در اول وقت فجر صادق نماز صبح خوانده شود ومدت زمان آن هم تا جایی است که هوا به طور نسبتا کامل روشن گردد که در این حالت وقت نماز صبح به پایان می‌رسد. و در این جا منظور تبیین آغاز اسفار برای نماز خواندن است، نه پایان اسفار و نزدیک شدن طلوع آفتاب.

خطابی می‌گوید: منظور از حدیث اسفار این است که وقتی پیامبر صلی الله علیه و سلم مسلمانان را به تعجیل در نماز صبح امر کرد آنها به گونه‌ای عمل کردند که نماز صبح را در بین فجر کاذب و فجر صادق می‌خواندند به همین دلیل پیامبر صلی الله علیه و سلم این حدیث اسفار را فرمود تا به مسلمانان توضیح دهد که نماز را بعد از فجر صادق بخوانید. چون فجر صادق اول اسفار است و پیامبر صلی الله علیه و سلم نیز بر نماز خواندن در اول وقتش توصیه کرده است و اول وقت نماز صبح، اول اسفار است نه انتهای اسفار.

شمس الحق العظیم آبادی در عون المعبود می‌گوید : احادیثی که در مورد وقت نماز صبح آمده‌ است بر مستحب بودن، خواندن نماز صبح در وقت تغلیس دلالت می‌کنند و نماز صبح در هنگام تغلیس دارای ثواب و اجر بیشتری از نماز خواندن در وقت اسفار است. و به همین خاطر بوده که پیامبر صلی الله علیه و سلم تا آخر عمرش همواره نماز صبح را در وقت تغلیس می‌خواند. وامام مالک، شافعی، احمد، اسحاق بن راهویه، ابوثور، اوزاعی، داود بن علی و ابو جعفر طبری نیز بر این رای بوده‌اند. و در میان صحابه، خلفای راشدین، ابن زبیر، انس بن مالک، ابو موسی اشعری و ابوهریره بر این رای بوده‌اند.

اما حدیث عبدالله بن مسعود رضی الله عنه که در آن می‌فرماید: 
(ما رأيت رسول الله صلی الله عليه وسلم صلی صلاة في غير وقتها غير ذلك اليوم )
(بخاری روایت کرده است).
‹ رسول الله صلی الله علیه و سلم را یک بار دیدم که نماز را در غیر وقتش خواند و آن در این روز- در فجر روز مزدلفه – بود ›.

این حدیث یک مورد خاص بود که در آن به دلیل اینکه پیامبر صلی الله علیه و سلم همراه طلوع فجر و با کمی تاخیر داخل مزدلفه شد، در انجام نماز صبح دچار تاخیر شد. و خود راوی حدیث نیز می‌گوید که فقط این یک مورد بوده که در آن پیامبر صلی الله علیه و سلم دچار تاخیر در انجام نماز شده است، به همین خاطر به این مورد هم به عنوان دلیلی برای به تاخیر انداختن نماز صبح نمی‌توان استناد کرد. پس از مجموع این مباحث نتیجه گرفته می‌شود که خواندن نماز صبح در اول وقت آن – هنگام تغلیس- سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم است و تاخیرآن تا روشنی کامل هوا خلاف سنت نبوی است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی ۱۳۹۰ساعت 16:15  توسط سروش طبيب زاده طهراني  | 

بسم الله الرحمن الرحیم 

سپاس خدای را آفرین که این جهان وآن جهان را آفرید وما بنده گان را اندر جهان پایدار کرد ونیک اندیشان وبد کرداران را پاداش و پاد افراه برار داشت ودرود بر بر گزیده گان وپاکان باد دینداران باد خاصه بر بهترین خلق خدا محمد مصطفی (صل الله علی وسلم ) وبر اهل بیت او باد . 

بعد معنوی واجتماعی نمازدراصلاح فرد 

حکمت مشروعیت نماز
نماز ازبزرگترین فرایض و ارکان اسلامی است که بعد از کلمه شهادت قـــرار دارد . ومشروعیت آن به کتاب الله ، سنت رسول الله واجماع امت اسلامی ثابت شده است.

دلیل مشروعیت نماز در کتاب الله : چنانچه خداوند (ج) می فرمائید:

" وما أمروا إلا لیعبدوا الله مخلصین له الدین حنفا ویقیموا الصلاة ویؤتوا الزکاﺓ وذلک دین القیمة" (البینه 98/5)
فرمان نيافته بودند جز اينكه خدا را بپرستند و در حالى كه به توحيد گراييده‏اند دين [خود] را براى او خالص گردانند و نماز برپا دارند و زكات بدهند و دين [ثابت و] پايدار همين است (5)

وقول پاک خداوند که می فرماید.

........فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ ﴿78﴾ " (الحج/87) .........پس نماز را برپا داريد و زكات بدهيد و به پناه خدا رويد او مولاى شماست چه نيكو مولايى و چه نيكو ياورى (78)

وهمچنان آیتی دیگری که خداوند (جل جلاله) می فرماید. 

فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلاَةَ فَاذْكُرُواْ اللّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ فَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ إِنَّ الصَّلاَةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَّوْقُوتًا ( النساء 4/103)
و چون نماز را به جاى آورديد خدا را [در همه حال] ايستاده و نشسته و بر پهلوآرميده ياد كنيد پس چون آسوده‏خاطر شديد نماز را [به طور كامل] به پا داريد زيرا نماز بر مؤمنان در اوقات معين مقرر شده است (103) 


دلیل مشروعیت نماز در سنت رسول الله (صلی الله علیه وسلم) :

احادیث متعدد در مورد آن است ، مثل حدیث ابن عمر (رضی الله تعالی عنهم):

عن النبی (صلی الله علیه وسلم ) قال : " بنی الاسلام علی خمس شهادﺓ أن لا إله إلا الله وأن محمداً رسول الله وإقام الصلاﺓ وإیتاء الزکاﺓ وصوم الرمضان وحج البیت من استطاع إلیه سبیلا"

وهمچنان حدیثی از عمر خطاب (رضی الله تعالی عنه) : الاسلام : " أن تشهد أن لا إله إلا الله و أن محمداً رسول الله وتقیم الصلاﺓ وتؤتی الزکاﺓ وتصوم الرمضان وتحج البیت إن استطعت إلیه سبیلا"

دلیل مشروعیت نماز از دیدگاه اجماع مجتهدین امت اسلامی :

مجتــــهدین امت اســــلامی به وجــــوب پنـج نماز در یک شبـانه روز اتفـــــــــاق نموده اند. (1)

فلسفه نماز:

جامعه بشری نیازمند یک قدرت بزرگی روحی ومعنوی است تا بتواند روحیه افراد را در سطح بالای قرار دهد وبه طور دائمی آن را به سوی نمونه های کامل به حرکت در می آورد تا مبادا روابط افراد تنها به نیازهای مادی ومنافع شخصی استوار گردد که باعث به وجود آمدن فتنه وفساد بسیار در زمین خواهد شد .

بدون شک نماز آن نیرو وقدرت عظیمی معنوی وروحی را به جامعه انسانی می بخشد که انسان برای اصلاح وسعادت اجتماعی خویش بدان نیازمند می باشد نماز روح انسان را آرام ومطمئن می سازد چرا وقتی که روح انسان با پروردگارش رابطه ای نداشته باشد . آثاری وحشت وحراست ، شکست وبدبختی وعدم قناعت بر او غلبه می نماید . واغلب گمان می کند که چارۀ این وحشت وهراس تنها از طریق سرگرمیهای نامشروع وپیروی از تمایلات نفسی امکان پذیر است . بنابر این در دام شراب وقمار ومواد مخدر گرفتار می آید وزنده گی را در نهایت اضطراب و وحشت ، حرص ،جوش وتآسف برآن چه بدان دست نیافته است سپری می نماید در حالی که نماز روح امید را در انسان به وجود می آورد واو را وادار می سازد تاتمام خواسته های خود را از پروردگارش طلب نماید ودر نتیجه آن اطمینان وآرامش بر او مسلط می گردد نماز قدرت وایمان به پیروی وفرمانبرداری از دستورات خدا را در انسان به وجود می آورد واو را قادر می سازد تا با تمایلات نفسانی وخواسته های شهوانی به مبارزه بپردازد وبرآنها غلبه نماید . نماز یآس وناامیدی را از قلب ها می زداید وآن ها را دعوت می نمائید که به یاری وکمک خداوند امید وار باشند ودر هر شرایطی به او پناه ببرند واز او یاری بخواهند براستی کسی که به خدا اعتماد وتوکل داشته باشد یآس ونامیدی را نمی شناسد واز چنان قدرت نفسی وتسلط روحی برخوردار است که می تواند با بزرگ ترین وخطرناک ترین مشکلات زنده گی روبرو شود وآن را حل نماید .

بنابر این تردیدی نیست که اتصال وارتباط روح با پروردگار عالم هر چند روزانه چند لحظه ای هم باشد جز وضروریات ونیاز های اولیه انسان است . وبه همین 

جهت است که خداوند به مسلمانان دستور داده تا با خواندن نماز با او رابطه مستقیم بر قرار نمائید.(1)

تاریخ فرضیت نماز :

نماز عبادتیست که از آغاز بعثت ، پیامبر (صلی الله علیه وسلم) واصحاب کرام آنرا ادأ می نمودند.

البته این پنج وقت معین برای ادای نماز بعد از شب معراج تثبیت وفرض گردید.

یک ونیم سال قبل از هجرت پیامبر (صلی الله علیه وسلم) به مدینه خداوند (جل جلاله ) حضرت محمد (صلی الله علیه وسلم) را به معراج برگرفته وبه ملاقات خود شرفیاب گردانید، که درین موقع تحفه نماز پنج وقت را برای پیامبر (ص) اعطاء فرمود.

بعد از آن حضرت جبرئیل فرود آمده برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) اوقات وترتیب اداری این نماز های پنج وقت را آموخت .(2)

چنانچه در این مورد حدیثی است که حضرت أنس بن مالک (رضی الله تعالی عنه) آن را روایت نموده است .

قال:( فرضت علی النبی الصلوات لیلة أسری به خمسین ثم نقصت حتی جعلت خمساً ثم نودی : "یا محمد ، إنه لا یبدل القول لدی ، وإن لک بهذه الخمسة خمسین") .البته نماز برای اولین باری که بالا ی مسلمانان فرض شد در شب اسرأ پنجاه نماز در یک شب روز بودکه از این جامی توان درک نمود اهمیت وفضلیت نماز را نزد خداوند(جل جلاله ) اما نظر به مشوره موسی (علیه اسلام) ورفت وبرگشت متــــعدد پیــــــامبر(صلی الله علیه وسلم) نزد خـــــداوند از پنجاه وقت نماز به پنـــج وقت تخفیـــف یافـــت که آن هم در اجر و ثواب معـــادل پنجاه نماز است . (3)

تعریف نماز 

1- نماز برای همه ما لفظیست آشنا که به جای اصطلاح قرآنی " صلوة" آنرا استعمال می نمائیم . معنی لغوی "صلوة" به طرف کسی ُرخ نمودن ، قیام نمودن ، دعا کردن ونزدیک شدن می باشد وپر کردن است

در اصطلاح قرآن صلوة ( نماز) به معانی ذیل آمده است : به سوی خداوند متوجه شدن ، به خاطر خداوند به پا ایستادن ، به بار گاه خداوند دعا و زاری کردن وبه سوی خداوند نزدیک شدن.(1)

2- صلاة در لغت دعا یا دعا به خیر است خداوند (جل جلاله) می فرمائید: "وصل علیهم إن صلاتک سکن لهم "

ودرشرع اقوال وافعال مخصوصه است که با تکبیر آغاز وبا سلام ختم می شود .(2)

3- صلاة در عربی معنای نماز است واز لحاظ لغت صلوة به معنی دعا ، درود، تحیت ورحمت می آید ودر اصطلاح شرع نماز در حالات خاص ادا می شود .(3)

4- از نظر فقهای محترم نماز عبارت از آن اقوال وافعالی است که با داشتن شرایط خاص از تکبیر تحریمه شروع وبه سلام ختم می شود .(4)

5- نماز در لغت عبارت از دعا است که تسمیه کل به جز شده است زیرا دعا یکی از اجزای نماز است وگفته شده است که : اصل آن در لغت تعظیم است و عبادات مخصوصه " صلاة" گفته شده اند زیرا در آن تعظیم الله تبارک و تعالی است برای اینکه اسلام به آن امر فرموده است و رسول الله (صلی الله علیه وسلم) آنرا بیان نموده اصحاب ویاران وامامان دین از آن پیروی کرده اند ودر اصطلاح نماز 

عبارت است از : 
پرستش خداوند وتعظیم او به اقوال وافعال مخصوصه ایکه با " الله اکبر " شروع وبا " السلام علیکم ورحمه الله " به پایان می رسد ، ودارای ترتیب ویژه ای است که دین مبین اسلام آن را بیان کرده وهمه مسلمانان از آن پیروی کرده اند .

ما وقتیکه در تشهد " التحیات لله والصلوات" میگوئیم به این مفهوم است که همه ادعیه ایکه مراد به آن تعظیم خدا است وتنها او مستحق آن است ودیگر احدی سزاوارآن نیست .

ومعنی قول ما در درود بر پیامبر (صلی الله علی وسلم) که می گوئیم : " اللهم صل علی محمد " یعنی او را در دنیا با إعلای ذکر او واظهار دعوتش وابقای شریعتش ودر آخرت به شفیع گرداندن او در حق امتش ودوچند ساختن اجر وثواب بزرگ بسازد.

وبرخی می گویند : معنای آن این است الله سبحانهُ وتعالی وقتی که ما را به درود به برگزیده خدا وپیامبرش امر فرمود ما نتوانستیم آن طوریکه واجب بود آن درود را به جا آوریم بناءً آنرا به خداوند محول ساختیم وگفتیم: خداوندا! توبر محمد درود بفرست زیرا توبه آن چه برای محمد سزاوار است عالمتری .وصلاة از جانب خدا برای پیامبرش به معنای رحمت است واز فرشتگان آمرزش واز ما دعا وتعظیم .

خداوند تعالی فرموده است :

" إن الله وملئکته یُصلون علی النبی ، یا ایها الذین آمنواصلو اعلیه وسلموا تسلیما".

ترجمه: هرآئینه خدا وفرشتگان او درود می فرستند بر پیامبر ، ای مسلمانان درود بفرستید بروی وسلام گوئید سلام گفتنی .(1)

6- گاهی صلاة عبارت از ابراز نیاز به پروردگار به صورت قولی وعملی است ویکی دیگر از معنا های نماز حمد وثنا وتمجید خداوند است به نحوی که شایسته مقام الهی باشد .(2)

انواع نماز: – نماز به چهار قسم است .

1- فرض عین : مانند نماز های پنج گانه شب وروز ونماز روز جمعه.

2- فرض کفائی : مانند نماز جنازه.

3- واجب : مانند نماز وتر ، نماز عیدین ونماز های نفلی که بعداز شروع کردن آن فاسد شده باشد .

4- نفل : که نماز های سنت هم در آن شامل است.(1)



اهمیت وفضیلت نماز :


نماز یکی از بزرگترین ارکان اسلام بعد از کلمه شهادت لااله الا الله محمد رسول الله است بعد از ایمان آوردن اولین مطالبه یی که از مسلمان شده ومسؤولیت مسلمان می باشد ، همانا ادای نماز است . چنانچه خداوند جلت مجدوهُ می فرماید.

" اِننی انا الله لا اله الاّ انا فعبدنی واقم الصلوة لذکری " ( طه : 14)

ترجمه : " بدون شک من " الله " هستم نیست معبودی غیر ازمن . پس بنده گی مرا کنید وبه خاطر ذکر زیاد" من نماز را بر پا دارید ."

طوریکه در باب عقاید ایمان به ذات وصفات خداوند ( ستایش) سرچشمه ومحور دین ومحور همه موضوعات می باشد . به همین ترتیب در بخش اعمال ، نماز بنیاد عملی دین می باشد روی همین علت در قرآن کریم برنماز بسیار تاکید صورت گرفته به اندازه یی که گویا نماز محور واساس دین می باشد .

به جز نماز همه عبادات بر مردمان خاص ودر اوقات خاص فرض می باشد ، مثلاً حج وزکات صرفاً بر مسلمانان ثروتمند وسرمایه دار فرض است ، یا روزه در هر سال یک ماه فرض است . اما نماز یگانه عبادتیست که بعد از ایمان آوردن بدون هیچ شرطی ادای آن بالای هر مسلمان عاقل وبالغ ، خواه مرد باشد یا زن مقیم باشد یا مسافر ، غنی باشد یا فقیر ، صحتمند باشد.
یا مریض ، روز پنج وقت فرض است . تا آن جائیکه با ید در میدان کارزار که هر لحظه احتمال حمله دشمن می باشد نه تنها نماز را فرونگذاریم ، بلکه آنرا با جماعت ادا نمائیم .

قرآن کریم در پهلوی ترغیب وتأکیدی که برای ادای نماز دارد ، به خاطر دانستن بیشتر اهمیت نماز با قوت تمام از عاقبت هولناک ورسوایی بزرگی که ترک کننده گان نماز به آن سردچار می گردند ، یاد آوری می نماید.

( هر شخصی در گرو اعمال خویش است ، مگر " اصحاب الیمین" که ایشان در باغ های جنت می باشند ، ومی پرسند از مجرمین که چه چیز شما را به دوزخ فرستـــــاد ! ایشــــــان جـــواب می دهــــند که مــا نماز را ادا نمــی کردیم) ( المدثر :38)

یا : " آن آرزوی که ساقهای پا ها از تشویش وهراس برهنه می کردند ، و این مردم دعوت می شوند که سجده کنند اما آن ها توان سجده را ندارند ، چشمهای شان از فرط شر مساری به زیر افتاده بر چهره های شان آثار ذلت نمایان می باشد 
يَوْمَ يُكْشَفُ عَن سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ ﴿42﴾ خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ ﴿43﴾ روزى كه كار زار [و رهايى دشوار] شود و به سجده فرا خوانده شوند و در خود توانايى نيابند (42) ديدگانشان به زير افتاده خوارى آنان را فرو مى‏گيرد در حالى كه [پيش از اين] به سجده دعوت مى‏شدند و تندرست بودند (43) سوره القلم
حضرت پیامبر اکرم (ص) نیز یکجا با اظهار فضیلت واهمیت فوق العاده نماز ، همه عذاب ها وسزا های دردناکی را که دچار ترک کننده گان نماز می شود ، با همه جوانب آن شرح می دهد آن حضرت (ص) می فرماید:" نماز حد فاصل میان مومن وکافر می باشد .( مسلم )

شخصی که نماز را با پابندی ورعایت همه موازین آن ادا می نماید در روز قیامت نماز برایش نور ودلیل " ایمان" وعامل نجاتش از دوزخ می باشد . وآن شخصی که نماز را بدون پابندی وبدون رعایت موازین وارکان آن ادا نموده هر گز اینگونه نماز برایش نور ودلیل ایمان ثابت نشده ، عامل نجاتش از عذاب خداوندی نمی گردد.

اینگونه اشخاص در روز قیامت از زمره مردمانی همچون فرعون ، قارون ، هامان واّبی بن خلف شمرده می شوند . ( مسند احمد- بیهقی)



حضرت ابوذری غفاری رضی الله تعالی عنه می فـــــرماید که در یکی
از روز های خزان که هواسرد بود ، حضرت محمد (ص) از خانه بیرون
تشریف آورد کنار درختی ایستاد ، بعد دو شاخه درخت را گرفت تکان 
داد ، که برگهای آن فروریخت.

آن گاه فرمودند : " ای ابوذر ! اگر مسلمانی با اخلاص واهتمام نماز بخواند ، همه گنــــاهانــــش مانند فروریختــــــــن برگهــــــــــای این درخت فـــرو مـــــی ریزد" ( مسند احمد)

به خاطر دانستن اهمیت وفضیلت نماز در دین بر علاوه 
توضیحات وتاکیداتی که در قرآن وسنت برآن شده ، باید دانست که حــــضرت
پیامبر گرانقدر نسـبت به ادای نماز عــــــلاقه مفرطی داشـــــــــــــــــتند به حدی که نمـــاز را روشنی چشـم می پنداشتند ، حتی با بروز مسائل عادی نیز سعی
وتلاش نموده وبه طرف مسجد می رفتند ، وآن قدر نماز نفل می خواندند که در نتیجه پا های مبارک شان ورم می نمودند.

به هر حال از تصریحات وتاکیداتی که قران وسنت در مورد نماز دارد، این حقیقت آشکار می شود که نماز علامه ونشانه ایمان می باشد .

جائیکه ایمان است آن جا لازماً نماز می باشد وجائی که نماز باشد گویا 
دین مکملاً آن جا موجود است . ولی اگر خدای نخواسته در جائی
نماز ضایع شود درآن جا تصور موجودیت دین را نمی توان کرد.

خلیفهىوم مسلمين حضرت عمر (رضی الله تعالی عنه) برای مسؤولین امور مسلمانان هدایت تحریری یی به مضمون ذیل صادر نموده بودند ، تا به این حقیقت متوجه باشند :

" اصل مطلب اینست که ، نزد من با ارزش تر از همه مسایل مسئله نماز است . کسی که نماز خود را حفظ کرد در حقیقت همه ارزشهای دینی خود را حفظ 





کرده است وکسیکه نماز خود را ضایع کرد بقیه مسایل دینی خود را بیشتر ضایع خواهد کرد." ( مشکوة – باب المواقیت ) (1)

از حضرت ابوهریره روایت است که بنی کریم (ص) فرمود ه است نماز در همه آن عبادات که خداوند بر بنده گان خود مقرر نموده است بهترین عمل است پس کسیکه قدرت داشته باشد باید در ازدیاد نماز تغافلی نورزد تا ثواب زیاد را کمایی کند .

نماز در قلب نماز گزار عظمت وبزرگی خداوند متعال را به وجود آورده ظاهر وباطن اورا از عاجزی وسکون پر نموده ونماز گزار را ثواب وبرکت کامل حاصل می گردد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی ۱۳۹۰ساعت 16:14  توسط سروش طبيب زاده طهراني  | 

فرایض ، واجبات وسنت های نمازمکروهات نماز حکم تارک نمازوغیره ........فرایض ، واجبات وسنت های نماز1- فرایض نمازجهت صحیح شدن نماز چهارده اصل ( شرط) معین گردیده ، که اگر یکی از آن ها موجود نباشد نماز صحیح نمی شود ، که این چهارده اصل را فرایض نماز نیز می گویند که بر دو نوع است .الف:- هفت اصل آن قبل از نماز فرض ولازمی می باشد وآنرا شرایط نماز می گوید.ب:- وهفت شرط آن در داخل (جریان ) نماز می باشد که آنرا ارکان نماز گویند.درمورد ارکان وشرایط نماز به صفحات قبلی رجوع گردد.2- واجبات نماز:واجبات نماز عبارت از آن مطالب مهم وضروری جهت ادای نماز می باشد که اگر سهواً یا به علت فراموشی فروگزارده شود ، با ادای سجدۀ سهو در اخیر نماز ، همان نماز درست می شود ، اما اگر با فراموشی یکی از واجبات نماز سجدۀ سهوه صورت نگیرد یا قصداً یکی از و اجبات نماز ترک گردد، اعاده نماز واجب می باشد .نماز چهارده واجب دارد که ذیلاً شرح می گردد.1- قرائت در دورکعت اول نماز فرض2- در دو رکعت اول نماز های فرض ودر تمام رکعت های بقیه نماز ها خواندن سوره فاتحه .3- بعد از خواندن سورۀ فاتحه خواندن یک سوره خواه سوره مکمل باشد یا قسمتی از آن ( برابر با یک آیه دراز یاسه آیه کوتاه ) در دو رکعت اول در نماز های فرض وواجب ، و در تمام رکعت های نماز های سنت ونفل.4- در قرائت ، رکوع ، سجده ورکعت های نماز ترتیب را رعایت کردن .5- خواندن سوره فاتحه قبل از سوره دیگر ، اگر شخصی سوره فاتحه را بعد از سوره دیگر بخواند واجب اداء نمی گردد.6- (قومه) : بعد از ادای رکوع کاملاً ایستادن .7- جلسه : یعنی بعد از ادای سجده اول با اطمینان وتأمل نشستن ، بعد از آن سجده دومی را ادا کردن .8- تعدیل ارکان : یعنی رکوع وسجده را با اطمینان وسکون به صورت درست انجام دادن .9- قعده اول : یعنی در نماز های چهار رکعتی وسه رکعتی بعد از ادای دورکعت بقدر خواندن تشهد نشستن .10- در هردو قعده نماز یکبار تشهد را خواندن .11- بلند ( جهر ) قرائت کردن امام در دو رکعت اول نماز های صبح ، شام وخفتن .نماز جمعه وعیدین ودر همه رکعت های تراویح رمضان ونماز وتردرماه رمضان، وآهسته (خفیه ) قرائت کردن در نماز های ظهر عصر ، یک رکعت ( سومی ) نماز شام ودو رکعت اخیر نماز خفتن ودر همه رکعت های واجب سنت ونفل.12- نماز را با الفاظ ( السلام علیکم ورحمه الله ) اختتام بخشیدن.13- دررکعت سوم نماز وتر بعد از خواندن سوره ( تکبیر گفتن) دستها را برابر نرمی گوش ها رساندن ودعای قنوت را خواندن.14- گفتن تکبیرات زائد در نماز های عیدین3- سنت های نماز :حضرت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم ) در ادای نماز بر علاوه فرائض وواجبات ، اهتمام وتوجه به مطالب دیگری نیز نموده اند که آنها را سنت های نماز می گویند . اما آنقدر تاکیدی که بر فرائض وواجبات ثابت است بر این مطلب ثابت نیست.هر چند با فروگذاری آن ها ( عمل نکردن به آن ها) نماز ناقص نمی شود وسجده سهو نیز لازم نمی گردد، اما با آن هم باید هر نماز گزار توجه واهتمام کافی به سنتهای نماز بکند ، زیرا حضرت پیامبر (صلی الله علیه وسلم ) در سنتهای نماز اهتمام وتوجه کافی می نمودند . وباید دانست که نماز حقیقی نمازیست که مشابهت زیادی به نماز حضرت پیامبر (صلی الله علیه وسلم ) داشته باشد .سنت های نماز (21) مورد بوده وقرار ذیل است .1- قبل از گفتن تکبیر تحریمه بلند کردن دستها مردان: دستها شانرا تا برابر نرمه گوشها بلند کنند.زنان : برابر شانه های شان باشد.2-در وقت گفتن تکبیر تحریمه رُخ کف هر دو دست را در حال باز بودن انگشتها به طرف قبله گرفتن.3- بعد از گفتن تکبیر تحریمه بستن دست ها 4- در وقت گفتن تکبیر تحریمه خم نبودن سر .5- به آواز بلند گفتن ، تکبیر تحریمه وتکبیرات انتقال ( تکبیرات فاصله میان ارکان نماز ) برای امام .6- ثنا گفتن ( سبحانک اللهم ...) راخواندن.7- بعد از ثنا تعوذ ( اعوذ باالله ...) گفتن .8- در هر دو رکعت قبل از خواندن سوره فاتحه ( بسم الله ...) گفتن.9- در نماز های فرض بعد از قعده اول تنها سوره فاتحه را در قیام خواندن .10- در اخیر سوره فاتحه آمین گفتن.11- آهسته وخفیه خواندن ثنا ( سبحانک اللهم ) و( بسم الله ) و آمین .12- مراعا ت طریقه مسنون قرائت ، در نمازهمانقدر قرائت نماید که با طریقه سنت موافق باشد .13- در رکوع وسجده کم از کم سه بار تسبیح گفتن .14- در رکوع سر، کمر وشانه ها را در یک خط هموار قرار دادن وبا پنجه های هر دو دست زانو ها را محکم گرفتن .15- در ( قومه ) امام ( سمع الله لمن حمده) ومقتدی ( ربنا لک الحمد) گفته وتنها گزار هر دو را بگوید.16- در هنگام سجده اولاً دو زانو ، بعد دو دست ، بعد بینی وبعداً پیشانی را بر زمین نهادن .17- در وقت جلسه وقعده پای چپ را خوابانیده برآن نشستن وقدم پای راست را طوری ایستاده نگهداشتن که روی انگشتان آن به طرف قبله بوده وهر دو کف دست را روی زانو ها به حالت عادی گذاشتن .18- در قعده حینیکه تشهد را می خواند، با گفــتن ( لا اله) انگشت شهادت دست راست خود را به عنوان اشاره بلند کردن وبقیه انگشتان را بستن وبا گفتن ( الا الله) دوباره انگشت شهادت رابه جای خود گذاشتن.19- در قعده اخیر بعد ازخواندن ( التحیات ) درود شریف راخواندن.20- بعد از درود شریف یک دعای مسنون دیگری را خواندن.21- آنگـــــــاه نخــــــست به طرف راســــــت وبعد به طـــــــــرف چـــپ ســـلام گفــــتن ( دادن) (1)مفسدات ومکروهات نماز1- مفسدات نماز افعالی که نماز را به فساد می کشاند قرار ذیل است :1- خوردن ونوشیدن در اثنای نماز اگر چه به فراموشی باشد 2- عمل زیاد3- در اثنای نماز عمداً خود را بی وضو سازد4- رفتن بیشتر از سه قدم ، در حالیکه پی در پی باشد5- گردانیدن سینه از جهت قبله 6- بیهو شی 7- دیوانگی 8- جنابت ، اگر با نظر کردن واحتلام به وجود بیاید 9- مقابل وبرابر قرار گرفتن مرد بازن مرغوب ، در نماز مطلق که با تحریمه مشترک در مکانی آغاز شده باشد که حائل ومانعی در میان نباشد 10- ادای یکی از ارکان نماز در حالت برهنگی عورت ، ویا وجود نجاستی که مانع نماز گردد11- خنده ای که خودش آنرا بشنودواما اقوالی که موجب فساد نماز می گردد چنین است 1- تکلم وحرف زدن اگر چه یک کلمه بوده وروی قصد، فراموشی ویا خطا صورت گرفته باشد 2- برای کسی سلام دادن3- جواب سلام را به زبان گفتن 4- ناله وفریاد وفغان کردن5- اُف گفتن 6- اُف وافسوس کشیدن 7- بلند کردن گریه ای که به خاطردرد ومصیبتی به وجود آمده وبه خاطر ذکر جنت ودوزخ نباشد .8- درجواب عطسه کسی ( یرحمک الله ) بگوئید.9- در جواب استفهامی شریک خدا ( لا اله الا الله ) بگوئید.10- هر گاه از امر بدی خبر گردد ( انا لله وانا الیه راجعون ) بگوئید.11- اگر از امر خوشی مطلع گردد ( الحمد لله ) بگوید.12- اظهـــــــار تعـــــــجب نمــــــــــــــــــــوده و( لا الــــه الا الله ) ویــــــا ( سبحان الله ) بگوئید.13- هر چیزی که در آن خطاب ویا جواب مقصود باشد چنانچه کسی را مخاطب قرار داده بگوئید: ( یا یحیی خذ الکتاب بقوة ) یعنی : ای یحیی این کتاب را با قوت بگیر.14- فتحه دادن به کسیکه امامش نباشد .15- لحنی را در قرائت ویا تکبیرات بکار برد که معنی را فاسد سازد مانند: مد دادن همزه در تکبیر.(1)مکروهات نمازحالات زیر برای نماز گزار مکروه پنداشته می شود .1- در اثنای نماز با لباس وجسدش بازی کند .2- دورکردن سنگریزه ، مگر در حالیکه سجده بالای آن ها ممکن نباشد در این صورت تنها یک بار آن ها رابرابر نماید .3- انگشتان دست خود را به یکدیگر داخل کردن وصدایش را کشیدن 4- در اثنای نماز دست خود را بالای سرینش بگذارد.5- لباس خود را جمع نموده ویا رها کند .6- موهای خود را تاب داده وبافت دهد .7- با گردانیدن گردنش ، به راست وچپ نگاه کند .8- مانند نشستن سگ بالای سرینش نیشیند .9- در اثنای سجده آرنجهایش را بر زمین هموار کند .10- باحرکت دست ، جواب سلام رارد کند .11- بدون عذر چهار زانو بنشیند.12- از پیشانی وبینی خودخاک را پاک نماید 13- در دهن خود چیزی را بگذارد که مانع قرائت گردد.14- وهر چیزی که ذهن وخاطر نماز گزار را مشغول نموده ومخالف خشوع باشد ، مکروه است .(2)حکم تارک نمازخداوند (جل جلا له ) نماز را فرض گردانیده وآن را مناره اسلام وستون دین قرار داده است .پیامبر (صلی الله علیه وسلم ) فرموده است :-( راس الامر الاسلام وعموده الصلاة وذروة سنامه الجهاد فی سبیل الله )( راس همه کار ها اسلام وستون آن نماز وبلندی آن جهاد در راه خدا است ).نماز از جمله نخستین فرایضی است که خداوند آن را بر بنده گانش فرض کرد ، چه نماز در شب معراج فرض شده است وخداوند به خاطر اهمیت وقدر نماز ، فرستاده اش را در مورد آن مستقیماً وبدون واسطه مخاطب قرار داده است . از همین رو توبیخ تارک آن هم شدید بوده است .پس کسی که از نماز دوری گزیند ، در حقیقت از اسلام دوری گزیده است وخشم خداوند را بر انگیخته واز اوامر دین او تخلف ورزیده وخویشتن را به پرتگاه نابودی ســـــــــــوق داده اســـــــــت وبا این کار همه اعـــــــــــــــــمال نیک خودرا برباد داده اســـــــت . زیرا او با آیات صـــــــــریح خـــــــــــــداوند مخالفت کرده است .(1)برخی از پیشوایان بر این عقیـــــــــده اند که نخســـــــتین وظیفه مسلــــمان بلـــــــــکه هر انسانی در زنده گی عبادت و پرستش پرودگار یکتا است وترک آن به عنـــــــوان کوتاهی در عمـــــــل ذاتی واساسی فرد مســـــــــلمان به شمارمی آید . بنابر این ، عنـــــــوان مســــــــــلمان شــــــــایســــــته چنیــــــــــــــن کسی نیست ، ونمی توان او را تحت لوای اسلام قرار داد . حدیث صحیح این نظر را تأئید می نماید ، چناچه پیغمبر (صلی الله علیه وسلم ) می فرماید:( بین الرجل وبین الکفر ترک الصلاة) ترجمه : تفاوت میان مرد با کفر ، ترک نماز است .همچنین می فرمائید.( العهد الذی بیننا وبینهم الصلاة فمن ترکها فقد کفر) ترجمه: عهد وپیمانی که ما را از کافران جدا می سازد نماز است ، هر کس نماز را ترک کند کافر شده است .نظر عده ای دیگر از علما ودانشمندان به این است که چنین شخصی اگر علاوه بر ترک نماز ، آن را انکار وواجبات اسلام را استهزا وتمسخر نکند ، واز روی دیگر نسبت به تقصیرات خود ، معترف ، پشیمان وهر آن مشتاق وآروزمند توبه باشد ، در زمره مسلمانان وتحت لوای اسلام به شمار می آید .افراد تارک الصلاة به دوگونه تقسیم می شوند .1- اگر نماز نخواندن به خاطر انکار وجوب آن یا سبک وخوار شمردن آن ، یا به مسخره گرفتن حرمت ترک آن باشد ، چنین کسی به اجماع مسلمانان ، کافر ومرتد است .زیرا ، واجب بودن نماز ومقام ومنزلت آن ضرورت دین است ، وهر کس منکر وجوب آن باشد یا آن را خوار وسبک بشماردخدا وپیامبر (صلی الله علیه وسلم ) را تکذیب نموده ودر قلب اوحتی به اندازه دانه خردلی ایمان وجود ندارد ، ومانند کافرانی است که خداوند متعال آنان را اینگونه توصیف می نمایند :( واذا نادیتم الی الصلاة اتخذوها هزواً ولعباً ذلک بانهم قوم لایعقلون ) سوره المائده ايه 58ترجمه : وهنگامی که ( به وسیله آذان مردم را) به نماز می خوانید آنرا به مسخره وبازی می گیرند زیرا آنان مردمی اندکه نمی اندیشند.بدین ترتیب از منزلت وجایگاه آنانی آگاه می شویم که نماز وعبادات را از مظاهر عقب مانده گی وارتجاع می دانند ، وبرپا دارنده گان نماز را مسخره می کنند.2- نماز نخواندن از روی تنبلی وسرگرمی به دنیا وبه خاطر پیروی از هوا های نفسانی ووسوسه های شیطانی باشد که در این مورد دانشمندان اختلاف نظر دارند که آیا این فرد کافر است یا فاسق؟ اگر فاسق است آیا کشتن او واجب است ، یابه عنوان تعزیر زدن وزندانی کردن او کافی است .امام ابوحنیفه(رح) می گوید: چنین کسی ، با ترک نماز فاسق می شود وواجب است که او را تأدیب وتعزیر کرد وباید او را به حدی زد، تا خون از اندام او جاری گردد وتا هنگامی که به ادای نماز نپردازد در زندان باقی بماند .امام مالک وامام شافعی می فرمایند : چنین کسی فاسق است وکافر نمی باشد ولی تازیانه زدن وزندانی کردن او کافی نیست بلکه اگر بر ترک نماز اسرار نماید ، باید به عنوان حد شرعی کشته شود .امام احمد در مشهورترین روایات خود می گوید:تارک نماز کافر است ، وخارج از دین و ( مارق) تلقی می گردد ، ومجازاتی جز قتل ندارد . وواجب است که از او بخواهند که توبه نماید ، وباادای نماز وی را به اسلام باز گردانند ، اگر پذیرفت ، او را رها کنند واگر نپذیرفت گردن او را بزنند.واقعیت این است که ظاهر نصوص قرآن وسنت نیز این گفته پیشوای اهل حدیث، احمد بن حنبل واسحاق بن را هویه ودیگران را تائید می کنند.وقرآن نماز نخواندن را از خصوصیات کفار دانسته آنجا که می فرماید .( واذا قیل لهم ارکعوا لایرکعون) ( مرسلات : 48)ترجمه : وچون به آنان گفته شود : رکوع کنید( نماز بخوانید ) به نماز ورکوع نمی روند .این بود حکم کسی که از روی انکار وعمد ویا استخفاف به وجوب آن ، نماز را ترک کند اما اگر شخصی منکر وجوب نماز نباشد یا نماز را خوار وسبک نداند ، در این صورت با ترک نماز یا کافر مرتد است همانگونه که ظاهر احادیث وظاهر فتوای اصحاب ودیگران بیانگر آن است ، یا فاسق ودور از خدا محسوب می گردد.بنابر این ، بر انسان مسلمان واجب است که به درون خود مراجعه نماید ودر پیشگاه پروردگار توبه کند و به تصحیح دین خود بپردازد وبر اقامه نماز تصمیم قاطع بگیرد.همانطور که به دینداران واجب است که با اشخاص بی نماز مصرّ برترک نماز ، پس از نصیحت و امر به معروف ونهی از منکر ، قطع رابطه وترک معاشرت نمایند .(1)حکم نماز:پنج وقت نماز دریک شب وروز بر هر مسلمان مکلف (عاقل وبالغ) مرد باشد یازن فرض بوده وطوریکه گفته شد بعد از کلمه توحید وشهادت یکی از مؤکدترین ارکان اسلام به شمار می رود . چنانچه خداوند (جل جلا له ) می فرماید.( واقیموا الصلاة ان الصلاة کانت علی الــــمؤمنین کــــتاباً مــــــوقوتا) ( النساء :103) وهم چنان در جای دیگر می فرماید:( حافظواعلی الصلوات والصلاة الوسطی وقوموا لله قانتین ) ( البقره : 238).
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی ۱۳۹۰ساعت 16:7  توسط سروش طبيب زاده طهراني  | 

آداب وشرایط بر پا داشتن نماز :طهارت وپاکیزگی:وغیره .....ادامه داردحوزه علمیه عرفانیه بایلرآداب وشرایط بر پا داشتن نماز :نمازی فضیلت واهمیت زیادی دارد که در آن به معنای واقعی کلمه همه آداب ظاهری وصفات معنوی وباطنی عبادت با فهم وشعور کامل مراعات شود .در قرآن کریم نیز مورد ادای نماز " خواندن " یا " ادای " نماز استعمال نشده بلکه با الفاظ اقامت ( برپا داشتن ) مانند آیه ( واقیموا الصلاة ) ( بقره: 43) ومحافـظت ( پابنــــدی ) مانند آیه ( والذین هــــم عــــلی صـــلوتهم یُحافظـــــــــــون) ( المؤمنون: 9) از ادای نماز یاد آوری گردیده زیرا معنی اقامت ومحافظت در برگیرنده اهتمام وپابندی به همه امور ظاهری یی که نماز با آن صحیح می شود ورعایت همه امور باطنی که ارتباط آن به قلب ، روح ،احساسات وعواطف انسان مربوط می شود می باشد که در ذیل این آداب وصفات مختصراً بیان می شود.1- طهارت وپاکیزگی:مطابق همان طریقه واحکامی که شریعت به خاطر پاک وتمیز نمودن جسم ولباس برای ما تعلیم داده در حضور خداوند (جل جلا له ) با جسم ولباس پاک حاضر شدن را طهارت گویند.( یا ایها الذین آمنو اذا قمتم الی الصلوة فاغسلوا وُجوهکم وایدیکم الی المرافق وامســــــحو ا برؤسکم وارجلــــــکم الی الکعبـــــــین وان کنتــــــم جنباً فـــــــا طهروا) ( المائده: 6)( ای کسانی که ایـــــمان آورده اید . هنگامیــــــــکه شما برای برپاداشــــــتن نماز برخاستید ( قیام نمودید) پـــــــس بشوئید روی های تانرا ودســــــت هـــــــــای تان را تا آرنج ها ، ومسح کنـــید بر ســـــــر های وپا هــــــــای تان را تا بجلـــــک هــــــــــــا ( بشوئید) واگــــــــر شما در حالــــــــت جنـــــابت بودید ، در آن صــــــورت خــــــود را پاک سازید " غسل کنید")در جای دیگر می فرماید:" وثیابک فطهر" ( المدثر : 4) ولباسهای خود را به صورت درست پاک نما.2- پا بندی به وقت نماز:بدیــــــن معنـــــــی که نمــــــــاز در وقــــــــت معــــــــین خـــــــود اداء شـــــــــود از همـــــــین رو پابـــــندی به وقــــــــــــــــــت نمـــــــاز یکی از فـــــــــرایض نــــــــماز مـــــی باشد .( فاقیمواالصلوة اِنّ الصلوة کانت علــــــــی المومنیــــــــن کتـــــــاباً مـــــــوقوتا) . (النساء :103)( پس نماز را برپا دارید، بدون شک نماز بالای مؤمنان با پابندی به وقت آن فرض شده است )نبی اکرم (صلی الله علیه وسلم ) می فرماید:" بهترین بندۀ خداوند کسیست که حالات مختلف آفتاب ، گردش مهتاب وستارگان را مراقبت می کند تا اوقات نماز هایش فوت نشود "( مستدرک حاکم) یعنی همیشه به فکر پابندی به نماز هایش می باشد . وروی همین منظور همه وقت حالات آفتاب ، گردش مهتاب وستارگان را مراقبت می نمائید تا کدام نمازش قضا نشود.3- پابندی به نماز :یعنی با تسلسل وبدون استثنا هر نماز را بر وقتش ادا نمائید، در حقیقت باید کسی را نماز ، خوان بگوئیم که با التزام وپابندی بلاناغه نمازهایش را اداء می نمائید.( الا المصلین الذین همه علی صلاتهم دائمون ) ( المعارج : 22-23)( مگر نماز گزارانی را که آن ها همیشه با التزام نماز هایشان را اداء می نمایند)4- سکون واعتدال :یعنی نماز با سکون واطمینان ومراعات همه ارکان طور اداء شود که درآن قیام ، قرائت ، رکوع ، سجده وقعده و... همه چنانچه لازم است اداء گردد.( ولا تجهر بصلاتک ولا تخافت بها وابتغ بین ذلک سبیلا ) ( بنی اسرائیل :110)( ونماز را به آواز بلند نخوانید ، ونه بسیار آهسته بخوانید ، بلکه روش اعتدال ( وسط ) را در آن اختیار نمائید ).عایشه رضی الله عنها از کیفیت نماز پیامبر (صلی الله علیه وسلم ) چنین نقل می کند :حضرت پیغمبر (صلی الله علیه وسلم ) نماز را با تکبیر تحریمه شروع می نمود وقرائت را باسوره فاتحه آغاز می کرد ، وچون به رکوع می رفت نه سرخود را بلند می گرفت ونه پائین ، بلکه در حالی که کمرش هموار می بود سرش نیز در همان یک خط برابر با کمر و شانه های شان قرار می داشت . وچون ار رکوع بر می خاست تا زمانی که با سکون مستقیماً ایستاده نمی شد به سجده نمی رفت . وآن گاهی که از سجده بر می خاست اولاً با سکون واطمینان می نشست بعد سجده ای دوم را به جا می آورد . وبعد از ادای هر دو رکعت نشسته تشهد را می خواند ، در وقت خواندن تشهد پشت پای خود را برزمین هموار می نهادند وپای راست را در حالیکه روی انگشتانش بطرف قلبه می بود ، ایستاده نگهمیداشت واز نشستن مانند شیطان ودر روایتی از نشستن مانند سگ منع می فرمود هم چنان در وقت سجده از گذاشتن ساعد دستها برزمین طوریکه حیوانات درنده ساعد شان را در زمین گذاشته ومی نشینند منع فرموده است آنگاه با گفتن " السلام علیکم ورحمة الله " ودور دادن روی به جانب راست وچپ نمازش را اختتام می بخشید .5- تدبیر وترتیل در تلاوت قرآن مجید :لازمه وحق تلاوت قرآن آنست که باید با آهستگی ، توجه ، اطمینان ، حضور قلب ونشاط طبع ، همراه با شوق ورغبت کامل در حالیکه بر مضمون هر آیه غور وفکر صورت گیرد ، خوانده شود .حضرت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم ) طوری قرائت می نمود که هر حرف وهر آیت را واضح خوانده ورعایت حق آن را اداء می نمود.( ورتل القرآن ترتیلا) ( المزمل :4)( وقرآن رابا تأمل وترتیب وترتیل بخوانید)( کتاب انزلنه الیک مبرک لیدبروا آیته ولیتذکر اولوا الا لباب )( کتابی را که برتو نازل کرده ایم ، با برکت است تا در آیات آن غور وفکر کنند وصاحبان عقل وبینش از آن پند گیرند.)6- شوق وانابت ( نزدیکی به حق تعالی )در حقیقت نماز عبادتیست که در آن انسان قلباً وفکراً با همه احساسات ، عواطف وخیالات خود بسوی خداوند (جل جلا له ) متوجه باشد ، طوریکه بعد از ادای یک نماز با شوق تمام به امید مناجات وملاقات با خدایش در انتظار نماز بعدی باشد .( .....واقیمــــوا وجوهـــکم عـــند کل مسجد وادعوهُ مــــــخلصین له الــــدین ....) ( الاعراف :29)( .......و روی خود را راست نمائید برای هر نماز ، وخداوند را بخوانید واطاعت خود را برای او خالص گردانید .......)7- ادب وفروتنی :یعنی نماز گزار مانند یک بنده و" برده " فرمانبردار ، با تمام عجز وفروتنی طوری در پیش گاه خداوند ایستاده شود که ازیاد عظمت وجلال خداوند قلبش بلرزد وبر تمام اعضای بدنش کیفیت وآثار ادب وفروتنی ، عجز ونیاز مستولی ( چیره ) گردد.( حافظــــوا علی الصـــــلوات والصـــــــــلوة الوســطی وقوموا لله قانتین ) ( البقره : 238)( برهمه نماز هایتان پابند باشید ، خصوصاً نماز وسطی ( نماز عصر) ودر حضور خداوند با ادب و فروتنی کامل ایستاده شوید)( وبشر المخبتین الذین اذا ذُکر الله وجَلت قلوبهم والصبرین علی ما اصابهم والمقیمی الصلوة ( الحج: 35)" وای پیامبر ! بشارت ده کسانی را که روش فروتنی را اتخاذ نموده اند ، آنانی که چون ذکر ( یاد) خداوند را می شنوند ، بردلهای شان خوف از خدا (جل جلا له ) مستولی می گردد واگر مصیبتی سردچار شان شود ، با ثابت قدمی وصبر آنرا تحمل می کنند وآن هائیکه نماز را بر پا میدارند ."چون حضرت امام زین العابدین (رح) برای ادای نماز وضو می نمود، رنگش زرد میگشت اعضای خانوادۀ شان پرسیدند که چرا در وقت وضو به این حالت سردچار میشوید ؟در جواب فرمود : آیا شما نمی دانید که برای ایستادن در پیش گاه ذات مقتدر وبا عظمت خداوند آماده گی می گیرم .8- خشوع وخضوع:خشوع وخضوع روح نماز است ، زیرا در حقیقت نمازی که در آن خضوع وخشوع نباشد نماز نیست معنی خشوع فروتنی کردن از روی خواری وزاری ، سربه اطاعت فرود آوردن وفرمانبرداری بوده ، در نماز معنی اختیار نمودنخشوع تنها فروتنی جسمی نیست ، بلکه دل و دماغ ، افکار واحساسهمه از حضور در پیش گاه خداوند خاشع بوده هیبت بزرگی وعظمت پروردگار به حدی بر انسان مستولی گردد که افکار وتخیلات پست وبی ارزش در دل وفکر انسان راه پیدا نکرده ، برجسم نیز آثار این سکون وفروتنی که شایسته ایستادن در پیشــــــــگاه با عظمــــت وجلال خداوند یست نمـــایان باشد .( قد افلح المومنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون) ( المومنون: 1-2) ( رستگار شدند ونجات یافتند آن مومنانی که در نماز های خود خشوع اختیار می کنند)9- شعور واحساس تقرب به خداوند (جل جلا له ):نماز به اندازه یی مسلمان را به خدایش نزدیک می سازد که در هیچ عملی اینقدر قرب ونزدیکی به خداوند متصور نیست . حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم ) می فرماید:"زمانی بنده بخدایش بیشترین قرب را حاصل می کند که در پیشگاه خداوند سجده نماید " ( مسلم )یکی از شرط های بر پاداشتن نماز آنست که انسان احساس نزدیکی وتقرب به خداوند (جل جلا له) را آرزو وامید خود قرار داده ، طور نماز را ادا نماید که گویا خداوند (جل جلا له ) را می بیند یا کم از کم خداوند او را می بیند.( واسجد و اقترب) ( العلق )( وسجده نما وبه خداوند نزدیک شو ) (1)وبه خوبی دانسته می شود که سجده باعث قرب انسان به درگاه خداست ولذا در حدیث از رسول الله می خوانیم :" اقرب مایکون العبد من الله اذاکان ساجداً " ترجمه: " نزدیک ترین حالت بنده به خداوند زمانی است که در سجده باشد"(2)10- یاد خداوند (جل جلا له ) :جوهر حقیقی نماز ( یاد) خداوند بوده وطریقه جامع ومستند ( یاد) خدا نماز می باشد .زیرا این طریقه وروش فرموده وامر ذاتیست که به خاطر ( یاد) وذکرش نماز می خوانیم . نمازی که در آن جوهر ( یاد) وذکر خداوند نباشد ، نماز مومن نبوده ، بلکه نماز منافق است ، زیرا مقصود ومنظور از بر پا داشتن نماز ، ( یاد) وذکر خداوند (جل جلا له ) می باشد.( واقم الصلوة لذکری) ( طه : 14) ( ونماز را بر پا دارید برای یاد من )11- اجتناب از ریاء :یکی از شرایط محافظت وادای نماز آنست که باید نماز دور از ریاء وتظاهر وسایر احساسات وتخیلات واهی ومبرا از همه عواطف وافکار منافی اخلاص باشد . با ریا کاری نه تنها نماز ضایع می شود ، بلکه کسی که از روی تظاهر وریا نماز می خواند خود را نیز تباه وبر باد می سازد .( فویل للمصلـین الــذین هم عـن صلاتهم ساهون الذین هم یراء ون) ( الماعون :4)( پس وای بر نماز گزارانی که از نماز خود غافل وبی خبرند، آن های که ریا می کنند)حضرت شداد بن اوس (رضی الله تعلی عنه) روایت می کند که حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم ) فرموده است :( کسی که از روی تظاهر ( ریا) نماز بخواند ، در حقیقت به خداوند شرک ورزیده است )12- تسلیم شدن کامل به خداوند (جل جلا له ):آخرین شرط اقامت بر پا داشتن ، نماز آن است که مومن با تمام معنی خود را به خداوند سپرده وتسلیم به خداوند باشد. طوریکه تا زنده است بنده فرمانبردار خداوند بوده در همه ساحات زنده گی از امرونهی خداوند پیروی نماید ، وچون مرگ بر سراغش آید مرگش نیز به خاطر خداوند و در راه خداوند باشد .( ان صلاتی ونسکی ومحیای ومماتی لله رب العالمین لاشریک له وبذلک امرت وانا اول المسلیمن) ( انعام : 164)(به تحقیق وبدون شک نمازام ، قربانی ام ، زنده گی ام ومرگم همه به خاطر خداوند (جل جلا له ) بوده،خدایی که هیچ شریک ندارد،وبه همین(ترتیب) دستور یافته ام ، ومن از همه اولی تر خود را به خداوند سپرده وتسلیم شونده ام).نماز در حقیقت تسلیم بودن مسلمان نه تنها هنگام نماز بلکه درهمه ساحات زنده گی به خداوند وقوانین خداوندی بوده که مسلمان با وفاداری واخلاص کامل تسلیم بلاقید وشرط اوامر خداوند می باشد.(1)شرایط ارکان نماز :صحت نماز به شروط وارکان معینه آن متوقف است .نخست از همه به تعریف شرایط وارکان می پر دازیم:ارکان : ارکان جمع رکن بوده ورکن عبارت از جز حقیقت یک شی بوده که وجود آن بدون آن متحقق شده نمی تواند .شرایط : شرایط جمع شرط بوده وشرط در لغت علامه را گویند ودر اصطلاح علما شرط آن است که خارج از حقیقت وماهیت یک شی بوده ودر حالت عدم آن حکم موجود نمی شود اما به وجود آن وجود حکم لازمی دانسته نمی شود .(1)شرط به دو نوع است .1-شروط تکلیف یا شروط وجوب 2- شروط صحت یا اداء1- شروط وجوب : آنست که وجوب نماز به آن متوقف است مانند بلوغ وعقل .2- شروط صحت : آنست که صحت نماز به آن متوقف است مانند طهارة حال می پردازیم به بیان ارکان وشرایط نماز.(2)1- ارکان نماز :-آنچه اداء ورعایت آن در داخل نماز فرض باشد به نام رکن نماز یاد می شود.نماز دارای هفت رکن است .1- تکبیر تحریمه .2- قیام ( ایستادن)3- قرائت ( خواندن قرآنکریم )4- رکوع کردن 5- سجده 6- قعده اخیر 7- بافعل اختیاری نماز را اختتام بخشیدن (1)2- شرط های نماز : رعایت شروط زیر برای نماز گزار حتمی است.1- هرگاه به ادای نماز می پردازد ، از اول تا آخر نماز ، از بی وضویی وجنابت پاک وطاهر باشد .2- جسدش از نجاست ها پاک باشد .3- جای نمازش پاک باشد .4- جمیع نماز ها به وقتش خوانده شود وقبل از دخول وقت ، جایز نیست.5- لباسی بپوشد که پاک بوده وعورتش توسط آن سترو پنهان گردد ، باظاهر بودن عورت نماز صحیح نمی شود چنانچه با لباس نجس نماز جایز نیست.6- در هنگام نماز رو به روی قبله بایستد.7- در نماز بانیت داخل شده ودر میان نیت وتحریمه جدایی نیاورد ودر قلب خویش بداند که اکنون کدام نماز رامی خواند ، همچنان برای مقتدی ، نیت متابعت امام نیز لازم است .(2)شرایط واجب شدن نماز :برای وجوب نماز پنج شرط است که اگر یکی از این شرط ها موجود نباشد نماز واجب نمی شود .اسلام :- یعنی نمازبر مسلمان واجب است پس بر کافر واجب نمی باشدبلوغ:- تازمانی که پسر ویا دختر بالغ نشده باشد نماز بر او واجب نمی گردد.عقل وهوش :- اگر شخص دیوانه یا همیشه مست ونشه باشد نماز بر او واجب نیست .زنان باید از حیض ونفاس پاک باشند :- زیرا در حال حیض ونفاس بالای زنان نماز فرض نمی باشد .یافتن وقت برای نماز :- یعنی به اندازه یی فرصت برای انسان میسر گردد که در ضمن آن نماز را ادا بتواند یا به اندازه که انسان طهارت نموده تکبیر تحریمه را گفته بتواند اگر چهار شرط فوق الذکر پوره گردید اما برای نماز آنقدر وقت نباشد که در شرط پنجم گفته شد نماز همان وقت واجب نمی گردد.(1)فرایض ، واجبات وسنت های نماز
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی ۱۳۹۰ساعت 16:6  توسط سروش طبيب زاده طهراني  | 

تاثیر نماز در تمرکز حواس و حضور ذهن

ذهن متمرکز، قوی و نیرومند است و ذهن پراکنده ناتوان و ضعیف . ذهن همانند چراغ اشعه ای دارد اشعه چراغ در شعله آن تمرکز قوی دارند و سوزاننده اند ودر نزدیکی شعله تمرکز کمتری دارند اما باز هم تمرکز کمتری دارند اما باز هم گرمایشان محسوس است . هرچه از منبع نور دور می شویم پراکندگی اشعه بیشتر می شود تا حدی که گرمای حاصل از از آنها را به هیچ وجه حس نمیکنیم . ذهن در حالت تمرکز پتانسیل بسیار قوی دارد اما هنگامی که به علت توجه به سوی اشیای مختلف پراکنده می شود نیرو و توان خود را از دست می دهد و هر چه به اشیای بیشتری متوجه و پراکنده تر شود از توان آن کاسته می گردد.هر عمل عبادی علاوه بر آن که مقام وارزش ویژه مذهبی و معنوی دارد موجب تمرکز فکری وذهنی ملموس و قابل توجهی میشود کگه هر کس میتواند آن را به تجربه بگذارد و ادراک کندان تتقو الله یجعل لکم فرقانااگر از خدا بترسید و پروا کنید نیروی تشخیص (فرقانا) را در شما قرار میدهدو قدرت تشخیص از تمر کز قوای ذهنی به دست می آید.ویلیام جیمز :فرق بین افراد نابغه با دیگران یک موهبت فکری نیست بلکه مربوط به توجه کاملی است که به موضوعات و نتیجه های آن مبذول می دارند و میزان نبوغ یک نابغه به درجه تمرکز فکریش بستگی دارد از این سخنان نتیجه می گیریم که نماز حقیقی بهترین وسیله ای برای پرورش توجه و تمرکز در انسان است زیرا نماز گزاری که پیوسته و با تمام قدرت می کوشد تا ذهن خود را از تمامی آنچه غیر خداست منصرف و فقط به خدا متوجه کند و تمام نیروی فکری خود را در یک جا جمع کند تا نمازش با خشوع و حضور قلب خوانده شود این برای او عادت می شود و در هر موردی می تواند قوای ذهنی خود را متمر کز کند .


+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی ۱۳۹۰ساعت 16:3  توسط سروش طبيب زاده طهراني  | 

گوارديولا:هنوز تشنه‌ي قهرماني هستيم 

سرمربي تيم فوتبال بارسلونا پس از گرفتن سيزده جام هنوز انگيزه‌هايش را براي موفقيت‌هاي بيشتر از دست نداده است.


 پپ گوارديولا در طول سه سال حضورش در تيم فوتبال بارسلونا از شانزده جام ممکن به سيزده جام دست پيدا کرده و البته اين مساله باعث کاهش انگيزه‌اش نشده است. 

 گوارديولا در گفت و گو با روزنامه ي مارکا درباره‌ي اين مساله گفت: سراسر وجودم انگيزه براي رسيدن به موفقيت بيشتر است. هر روز تلاش مي‌کنم تيم را به خوبي آناليز کنم تا تمام نکات ضعف و قوت تيم مورد ارزيابي قرار گيرد. تيم ما هنوز جاي پيشرفت دارد و البته هنوز تشنه‌ي موفقيت است. بعد از سطح تکنيکي و نگرش فوتبالي اين موضوع بيشترين اهميت را براي ما دارد. شايد همين مساله باعث شده باشد که موتور بارسلونا از کار نيفتاده و همچون گذشته به کارش ادامه مي‌دهد. 

 سرمربي بارسلونا با تمجيد از يوهان کرايف که روز گذشته در مصاحبه‌ي خود از سران باشگاه بارسلونا ابراز دلخوري کرده بود، گفت: کرايف کسي است که تمام ابزارهاي لازم براي شکل گرفتن شخصيت را در من ايجاد کرد. به عنوان يک بازيکن زماني که در دهه‌ي 70 در تيم حضور داشت توانست به موفقيت‌هاي بيشماري دست پيدا کند و در زمان مربيگري‌اش هم اين افتخارها را تکرار کرد. من چيزهاي زيادي از او ياد گرفتم. 


 گوارديولا با اشاره به قهرماني‌هايي که با تيم بارسلونا به دست آورده، اظهار کرد: واقعا باورم نمي‌شود که هدايت اين تيم رويايي در اختيار من باشد. 4 سال در لاليگا با اين تيم شرکت کرده‌ام و هنوز احساس مي‌کنم حرف‌هاي زيادي براي گفتن داشته باشم. 


 وي درباره‌ي زمان بازي‌گري‌اش هم عنوان کرد: زماني که بازي کردم به افتخارهاي زيادي دست پيدا کردم، بازي کردن در کنار بازيکناني مانند رونالدو کومان، هريستو استويچکوف، باکرو و ساير ستاره‌هايي که بخشي از افتخار باشگاه را رقم زده‌اند براي من مايه‌ي غرور است. خوشحالم که توانسته‌ام بخشي از باشگاه و تيم رويايي دهه‌ي 80 باشم. 


 گوارديولا در ادامه‌ي گفت و گوي خود نکات جالبي را مطرح و عنوان کرد: من دوازده سالم بود که راهي آکادمي لاماسيا شدم. من در لاماسيا فقط به يادگرفتن فوتبال نپرداختم، بلکه درست و اصولي زندگي کردن را ياد گرفتم. از همان روز نخست ياد گرفتم که بايد با اين انگيزه بازي کنم که روز به روز بهتر شوم. آکادمي لاماسيا کمک زيادي به باشگاه کرده و من خوشحالم که سال گذشته در شرايطي در فينال ليگ قهرمانان اروپا مقابل منچستريونايتد بازي کرديم که هشت بازيکن از آکادمي خودمان در ترکيب حضور داشتند. 


 وي در پايان درباره ي رابطه‌اش با رسانه‌ها گفت: تمام تلاشم را انجام مي‌دهم که تا جايي که مي‌توانم رابطه‌ام را با رسانه‌ها حفظ کنم. البته اين موضوع کمي سخت است، اما به هر حال هميشه تلاش کرده‌ام که رابطه‌ام را به شکل نزديک و صميمانه حفظ کنم. البته يک مربي نمي‌تواند هر چيزي که در ذهنش وجود دارد را کاملا به خبرنگاران بگويد، اما اگر انسان صادقي باشد مي تواند بپذيرد که تيمش خوب بازي نکرده است. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی ۱۳۹۰ساعت 16:1  توسط سروش طبيب زاده طهراني  | 

ونگر: نيازي به گورکوف نداريم 

اخيرا شايعاتي در مورد پيوستن اين ستاره فرانسوي به باشگاه لندني در ژانويه منتشر شد.


 آرسن ونگر، سرمربی آرسنال، شایعه انتقال یوآن گورکوف، ستاره ملی پوش لیون به این باشگاه در بازار نقل و انتقالات زمستانی را رد کرد. 

 گورکوف در رقابت های این فصل به دلیل مصدومیت از ناحیه قوزک پا فرصت چندانی برای بازی پیدا نکرد اما اندک اندک شرایط بازی کردن را پیدا می کند و اخیرا شایعاتی در مورد پیوستنش به باشگاه لندنی در ژانویه منتشر شد. 

 اما ونگر که معتقد است این بازیکن در نیم فصل دوم به روزهای خوبش بازخواهد گشت شایعه پیوستن او به توپچی ها را رد کرد. 

 او در گفتگو با آرسنال پلیر گفت:" ما گزینه هایی در خط میانی داریم. آبو دیابی و جک ویلشر به زودی دوران مصدومیت را پشت سر خواهند گذاشت و به این ترتیب ما بازیکنان زیادی در خط میانی خواهیم داشت. 

 هرچند من آینده خوبی برای گورکوف می بینم. فکر می کنم او به روزهای خوبش بازخواهد گشت. او برای چهار یا پنج ماه از میادین دور بوده و اتفاقاتی که برایش رخ داده، طبیعی است. افت کردن بعد از پشت سر گذاشتن مصدومیت طبیعی است. در فاصله ژانویه تا ژوئن زمان حساسی برای او خواهد بود اما من فکر می کنم او به دوران خوبش برمی گردد."

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی ۱۳۹۰ساعت 16:1  توسط سروش طبيب زاده طهراني  |